الشيخ رسول جعفريان

581

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

پ ) . در انتهاى برگ 8 مؤلف اشاره به شرحى كه بر كتاب اعتقادات مرحوم مجلسى نگاشته دارد . ( ادامهء برگ 8 در برگ 2 با آغاز « ذو الرياستين » آمده است . ) مؤلف اين كتاب يعنى ملا ذو الفقار كتابش را در حيات علامهء مجلسى ( م 1110 ) نوشته است ؛ چرا كه پس از ياد از نام وى ، با تعبير « وقاه الله كل محذور و جعلنى فداه فى جميع الامور » ياد كرده است . ( برگ 9 پ ) . چنان كه از فيض كاشانى هم با عنوان « شيخنا » ياد كرده است . پس از مقدمه ، نخستين عنوان البيّنة الاولى براى نشان دادن تفاوت ميان عارفانى مانند شيخ صفى و ورام و اويس با غزالى و مميت الدين و حلاج است . در اين بينه ، مطالب زيادى از آثار مختلف نقل شده و با شرح اين نكته كه سنىگرى و صوفيگرى يكى است ، آن را خاتمه مىدهد . بينه دوم ، در بيان كيفيت انكشاف علوم و حقايق و معارف بر حضرت شيخ صفى الدين است . در اين فصل تنها يك صفحه مطلب آمده است كه ربطى هم به شيخ صفى الدين ندارد و گويا مقدمه براى بحثى بوده كه نوشته نشده است . بينه سوم ، در آنچه كه افاضل معاصرين در ذم صوفيه آورده‌اند صوفيه‌اى كه لا يعرفون الهرّ من البرّ و لا ايس من ليس و لا كيش من تيس . ( برگ 21 ) نخستين عبارت طولانى از كتاب الدر المنثور شيخ علىّ بن شيخ محمد عاملى است كه مربوط به شرح حديثى در باب غنا است . اين قسمت تتمه‌اى هم دارد كه دربارهء حكم فقهى غنا است . صفحه‌اى هم از شرح ملا خليل قزوينى بر كافى آورده و اين بينه را خاتمه داده است . بينه چهارم ، در برخى از سخنان صوفيان كه تأويل بردار نيست ، و از نكات خنده‌دار و مسخره آنان در نظر مؤلف است . ( برگ 26 ) در اينجا نيز از آثار مختلف صوفيه عباراتى نقل شده است . بينه پنجم ، در آن است كه اگر كسى حتى يك وجب از مذهب اهل بيت دور شود ، روى به كفر آورده است . در ضمن همين بينه ، ده طعن از قبيل اعتقاد به معاد روحانى و غيره بر فلاسفه آورده شده است . ( برگ 28 - 29 ) . در ادامه مطلبى مفصل از حاشيهء آقا رضى قزوينى با عنوان كحل الابصار و نور الانظار بر حاشيهء خفرى آورده است ( برگ 32 ) . در ادامه ، بحث مفصلى دربارهء اعادهء معدوم از ديد فلاسفه ارائه شده است . بينه ششم ، در اشاره به برخى از اوهام خواص و برخى از اغلاط مشهور ميان قصاص . در اين بخش نيز بىتناسب با عنوان ، مطالبى از منابع مختلف نقل شده ، از جمله از ابن طاوس به خاطر اين كه گفته است كه از طريق كشف ، اول ماه را در مىيابد ، انتقاد شده است . ( برگ 39 ) بعد از آن ، به خط ديگرى البيّنة الخامسة عنوان شده ، و آن اين كه صوفيان گاه چيزهايى را اصلى ندارد مىپذيرند و چيزهايى كه اصل دارد ، قبول نمىكنند . در همين‌جا